سفرنامه مالزی: آسیای کوچک، قسمت اول

مالزی کشور رنگ ها، بوها و طعم های متنوع است. سفر به مالزی درست مثل سفر به کل آسیا و تجربه همه فرهنگ های شرقی در کنار هم است.

سفرنامه مالزی: آسیای کوچک، قسمت اول

با تور مالزی از توسعه یافته ترین کشور شرق آسیا دیدن کنید.

آنچه در ادامه می خوانید توضیح سفر 9 روزه من به کشور زیبا و رنگارنگ مالزی است. سفری عالی و خاص که شاید در جای دیگری نتوان نظیر آن را تجربه کرد. در این سفر که به همت هواپیمایی ایرآسیا، وزارت توریسم مالزی و آژانس مسافرتی پالم بیچ تدارک دیده شده بود، از چهار شهر دیدنی مالزی دیدن کردیم. ابتدا به کوالالامپور و منطقه سانوی رفتیم و بعد راهی بندر پورت دیکسون شدیم. از آنجا توری یک روزه به شهر تاریخی ملاکا داشتیم و سپس دوباره به کوالالامپور بازگشتیم. پس از طی دو شب اقامت در پایتخت مالزی به جزیره پنانگ رفتیم و پس از آن نیز راهی آخرین مقصد خود، یعنی شهر ایپوه شدیم. در ادامه می توانید جهت سفر ما را مشاهده کنید.

یکشنبه، 14 آبان، آغاز سفر

پرواز ساعت 12:05 دقیقه بود و من پس از یک روز کاری باید سریع تر آماده می شدم تا به موقع در فرودگاه حاضر باشم. تا کنون به شرق آسیا سفر ننموده بودم و نمی دانستم باید انتظار چه چیزی داشته باشم. در فرودگاه بیشتر با همسفرانم آشنا شدم و متوجه شدم سفری خوب و بدون دردسر در پیش است. هواپیمای ایرآسیا بدون تاخیر از فرودگاه بین المللی امام خمینی بلند شد و در همان آغاز کار می شد در چشمان همه دید که چطور نقشه می کشند تا این جهت طولانی 8 ساعته را بخوابند.

از آنجا که در اطراف ما جایگاه خالی وجود داشت مهماندار به ما اجازه داد تا هر یک در ردیف مجزایی بنشینیم تا راحت تر بخوابیم. یکی از ویژگی های این ایرلاین این است که تا جای ممکن سعی نموده هزینه های جانبی را کم کند تا بلیط پرواز آن به ارزان ترین حالت ممکن کاهش پیدا کند؛ بنابراین شما می توانید با هزینه بسیار کم به مقصد مورد نظرتان سفر کنید. اما اگر خدماتی مثل غذا، نوشیدنی یا سایر موارد را بخواهید بهتر است در هنگام خرید بلیط آنها را هم رزرو کنید تا با هزینه کم بتوانید از آنها بهره مند شوید، در غیر این صورت هزینه درخواست خدمات در حین پرواز تقریبا دو برابر خواهد بود. در بین گزینه های غذاهای پرواز، مواردی که با ذائقه ایرانی هماهنگ باشد نیز مشاهده می گردد: لازانیای مرغ، ساندویچ مرغ دودی و... .

دوشنبه، 15 آبان، ساعت ها را دوباره تنظیم کنید

هواپیما به سرعت به سوی آفتاب حرکت می کرد و ساعت 9:30 صبح به وقت تهران به فرودگاه KLIA2 رسیدیم، در حالی که به وقت کوالالامپور ساعت 1 ظهر بود.

اگر دوست دارید در مالزی همواره اینترنت همراه داشته باشید با هزینه ای مناسب می توانید در بدو ورود در فرودگاه یک سیم کارت با بسته اینترنت همراه را با قیمتی بین 30 تا 100 رینگت (بسته به میزان حجم اینترنت مورد نظرتان) خریداری کنید و در طول سفر از اینترنت 4G بهره ببرید. نکته مهم دیگر این است که در مالزی اکثر فروشگاه ها دلار قبول نمی نمایند و حتما باید به رینگت از آنها خرید کنید. حتی خرید از آنهایی که دلار قبول می نمایند هم به صرفه نیست و معمولا ضریب تبدیل بالایی را در نظر می گیرند. پس در همان فرودگاه یا در دکه هایی به نام Money Changer که در سطح شهرها و داخل مراکز خرید مهم وجود دارد، می توانید پول خود را به رینگت تبدیل کنید.

تا از فرودگاه خارج شویم و سوار بر اتوبوس به هتل محل اقامت شب اول در سانوی (Sunway) برسیم، عصر شده بود. در هنگام پرواز زمان سریع تر از آنچه تصور می کردیم گذشت و خیلی احساس خستگی نداشتیم، اما فاصله بین فرودگاه تا هتل Sunway Pyramid طولانی و خسته نماینده بود. اگر بخواهم طبیعت و آب و هوای کوالالامپور را به نقطه ای در ایران تشبیه کنم، باید به جزیره های جنوبی خودمان اشاره کنم. هوای کوالالامپور به قدری گرم و شرجی بود که گویی از سرمای پاییزی تهران ناگهان به میانه یک روز تابستانی در کیش پرتاب شده بودیم.

در راه هتل، محسن مصباح، تور لیدر ما (که در طول سفر به بهترین دوست ما تبدیل شد) توضیحاتی کوتاه راجع به تاریخچه کشور مالزی ارائه کرد. مالزی به دلیل قرار دریافت در میانه یکی از اصلی ترین شاهراه های تجاری جهان، همواره منطقه ای مهم خصوصا برای چینی ها، هندی ها و ایرانی ها محسوب می شده است. ارتباط فراوان مالایی ها با مردم سایر کشورها و تجارت کالا به کالا با آنها باعث شده تا تنوع فرهنگی وسیعی را در این کشور ببینیم. مالایی ها که اکثریت را در مالزی تشکیل می دهند، مسلمان هستند. چینی ها و هندی ها دو قومیت دیگر مهم در مالزی هستند که بودایی و هندو هستند و پراکندگی آنها در مناطق مختلف این کشور متفاوت است. از استقلال مالزی از بریتانیا و تشکیل یک کشور واحد زمان زیادی نمی گذرد. 31 آگوست 1957 این کشور به طور رسمی از استعمار بریتانیا خارج شد و استقلال خود را به دست آورد، اما پس از مدتی در دهه 60 میلادی سنگاپور به عنوان یکی از اعضای فدراسیون مالزی از این کشور جدا شد و اعلام استقلال کرد. از همان ابتدای تشکیل مالزی سیاست این کشور مبتنی بر نظام پادشاهی دوره ای شکل گرفت؛ به گونه ای که هر 5 سال یکی از 9 سلطان ایالات مهم مالزی به پادشاهی می رسند. البته پادشاهی در این کشور مشروطه است و عمده مسئولیت ها بر عهده مجلس این کشور است.

مالزی دارای 13 استان است و استاندار هر یک از این مناطق را اصطلاحا شاه می نامند. عمده درآمد این کشور را صادرات محصولات کشاورزی، نفت، گردشگری، چینی آلات، چاشنی ها، روغن پالم و صنایع سنگین تشکیل می دهند. مردم مالزی صمیمی و گرم هستند و معمولا با توریست ها رابطه خوبی برقرار می نمایند؛ وظیفه شناسند و البته رانندگی را باید از مالزیایی ها یاد بگیریم! در طول 9 روز اقامت در این کشور شاید 2 بار هم صدای بوق نشنیدم. از آنجا که این کشور تحت استعمار بریتانیا بوده، همچون انگلستان فرمان و جهت حرکت خودروها در خیابان برعکس کشوری مثل ایران است و به همین دلیل باید در هنگام رد شدن از خیابان با احتیاط بیشتری عمل کنید. همچنین سعی کنید به خودتان بقبولانید که از سمت چپ اتوبوس سوار شوید وگرنه مثل من هر بار اشتباهی به سمت در سمت راننده می روید و این اشتباه را مداوم تکرار می کنید. نباید فراموش کنید که برای جهتهای داخل شهری، راه های حمل و نقل متنوعی وجود دارد، اما ساده ترین راه استفاده از اپلیکیشن هایی مثل Uber و Grab است که به دلیل رقابتی که با هم دارند، قیمت نسبتا مناسبی هم ارائه می نمایند.

در هتل حدودا نیم ساعت استراحت کردیم و بعد راهی بازدید از پارک آبی Sunway Lagoon شدیم. این پارک آبی متشکل از 6 پارک مجزا است که هر یک سرگرمی های خاص خودشان را دارند. مثلا Water Theme Park آن شامل استخرهای موزیکال، ساحل مصنوعی، موج سواری و سرسره های آبی است و در کنار آن تفریحاتی چون باغ وحش، تونل وحشت، رستوران ها، فست فودها و... در دسترس هستند.

پس از بازدید از این مجموعه تفریحی کمی در مرکز خرید Sunway Pyramid در نزدیکی پارک آبی قدم زدیم و به قیمت ها نگاهی انداختیم. وسط این مرکز خرید یک زمین پاتیناژ وجود دارد که بچه ها همواره در آن در حال تمرین و پایکوبی هستند. نمی توانم بگویم اینجا یک مرکز خرید ارزان قیمت است، اما اگر خوب بگردید در آن می توانید فروشگاه هایی با قیمت مناسب یا تخفیف های خوب پیدا کنید. همه چیز هم در آن پیدا می گردد؛ از پوشاک تا لوازم الکترونیکی. حتی بخشی از آن به شکل یک بازارچه سنتی چینی است و در آن محصولات ویژه این کشور ارائه می شوند. پس از گشت و گذار در مرکز خرید سانوی پیرامید در حالی که از گرسنگی در حال تلف شدن بودیم، یک برگر مک دونالد را به عنوان ناهاری که با شام یکی شده بود بلعیدیم و خسته و کوفته به هتل رفتیم تا استراحت کنیم.

سه شنبه، 16 آبان، پیش به سوی بندر

صبح زود با صدای زیبای باران از خواب بیدار شدیم و پس از صرف صبحانه دلچسب هتل به سمت فرودگاه KLIA راه افتادیم تا به بقیه افراد گروه که یک روز دیرتر با ایرلاین ماهان به کوالالامپور آمده بودند، بپیوندیم و همه با هم راهی شهر ساحلی پورت دیکسون شویم. هوا تمیز و لطیف بود و باران مختصری که در حال باریدن بود، تنفس را دلچسب می کرد.

پورت دیکسون در واقع یک بندر کوچک مشرف به دریای چین جنوبی است که فاصله کمی با پایتخت مالزی دارد (تقریبا دو ساعت). شاید خود این شهر خیلی جذابیتی برای گردشگران نداشته باشد، اما چند هتل عالی در آن ساخته شده که اتفاقا ما قرار بود شب اول در بهترین آنها اقامت داشته باشیم. به محض رسیدن به پورت دیکسون مستقیما به هتل Lexis Hibiscus رفتیم. وقتی به هتل رسیدیم همه شگفت زده شدیم. مسئولان هتل استقبال ویژه ای برای نمایندگان رسانه ها و آژانس های مسافرتی ایرانی ترتیب داده بودند و در بدو ورود یک حلقه گل هیبیسکوس به دور گردن ما انداختند و پس از آن نیز با آب میوه و موسیقی و پایکوبی محلی از ما پذیرایی کردند.

هیبیسکوس نام یک گل ویژه مناطق گرجهتی است که به آن رز چینی هم می گویند. این گل نماد هتل Lexis Hibiscus بود که در تمام بخش ها، اتاق ها و خدمات هتل می توان رد پایی از این گل را پیدا کرد. از همه مهم تر این که اساس این هتل به شکل یک گل هیبیسکوس در داخل دریا ساخته شده که معماری آن را کاملا منحصربه فرد می نماید. حتی از گوگل مپ هم می توانید معماری این هتل که شبیه گل هیبیسکوس است را ببینید. این سبک برندسازی می تواند الگویی برای هتلداران ایرانی نیز باشد.

نوبت به بخش خوشمزه روز رسید؛ ناهار غذای محلی مالزی بود و این اولین باری بود که می خواستم غذای مالزیایی بخورم. پیش غذا نوعی سوپ شیر بود که در آن میگو و پای هشت پا و صدف وجود داشت. شاید این نوع غذا خیلی باب طبع سلیقه ما ایرانی ها که به شدت از غذای دریایی غافل هستیم نباشد، بسیاری از همسفران من نیز نمی توانستند این غذاها را بخورند، اما من از همان ابتدا عاشق غذاهای مالزی و کلا جنوب شرق آسیا شدم. تجربه من در این سفر نشان می دهد که انسان ها دو دسته اند: آنهایی که خیلی غذای مالزیایی دوست دارند و افرادی که از آن متنفرند؛ حد وسطی وجود ندارد!

پس از صرف ناهار به اتاق هایمان در این هتل خاص و استثنایی رفتیم؛ هتلی که به عقیده من بهترین هتل محل اقامت ما در تمام این سفر بود. یک سوئیت عریض و طویل با تمام امکانات و خدمات و انواع تفریحات آبی در داخل محوطه هتل و از همه مهم تر استخر شخصی کوچکی در هر اتاق که مشرف به دریا بود.

شب هنگام، پس از صرف شام فرصتی پیدا کردم تا با مدیر هتل هم صحبت شوم. گپ و گفت کوتاهی داشتیم اما مهم ترین بخش این مصاحبه این بود که وقتی از او درباره دلیل ساخت چنین هتل منحصربه فرد و گران قیمتی (هزینه هر شب اقامت در این هتل از 700 رینگت آغاز می شد) در بندر کوچک پورت دیکسون پرسیدم، پاسخ داد:

ما به دنبال این نیستیم که پورت دیکسون و هتل ما مقصد اصلی گردشگران باشد. مزیت پورت دیکسون این است که نزدیک ترین شهر ساحلی به کوالالامپور است. آژانس های مسافراتی می توانند برنامه سفر خود را به گونه ای بچینند که پس از گشت و گذار در کوالالامپور و چند شهر دیگر، یک یا دو شب آخر مسافر را به هتل ما بیاورند تا با آرامش و امکانات ویژه ای که این هتل دارد، خستگی از تن او خارج گردد و از سفر خود احساس رضایت کامل داشته باشد.

شب هنگام چند تا از دوستان جدیدی که در این سفر پیدا نموده بودم را به اتاقم دعوت کردم که هم صحبت شویم و با هم دلی به آب بزنیم و خستگی از تنمان خارج گردد. همین موقع بود که رعد و برق ها آغاز شدند و باران شدید استوایی نه تنها مانع گپ زدن و شب نشینی ما نشد، بلکه لذت ما را دو چندان کرد. بی شک صحنه ای را که از داخل استخر کوچک اتاقم در زیر باران شدید، به سیاهی دریا در شب و صاعقه های هولناک خیره شده بودم، از یاد نخواهم برد.

چهارشنبه، 17 آبان، ملاکا، نقطه آغاز تاریخ مدرن مالزی

صبح زود پس از صرف صبحانه و چک اوت از هتل سوار بر اتوبوس آژانس مسافرتی پالم بیچ راهی شهر تاریخی ملاکا شدیم که تنها یک ساعت با پورت دیکسون فاصله داشت. از آنجا که مقصد ما یک جاذبه تاریخی محسوب می شد، آقای سیف که یکی از راهنمایان تور ما بود به ارائه توضیحاتی درباره تاریخ مالزی و تاریخچه روابط ایران و مالزی پرداخت. آقای سیف مالزیایی بود اما باور کنید فارسی را از بسیاری از ما ایرانی ها بهتر و درست تر صحبت می کرد!

مالزی تمدن قدیمی ندارد، اما به دلیل قرار دریافت در شاهراه ارتباطی غرب و شرق آسیا، همواره پذیرای مسافران بسیاری از نقاط مختلف جهان بوده است. قبایل متنوع مالایی و هندی و چینی که در این کشور زندگی می نموده اند، به تجارت کالا به کالا با تاجران چینی، هندی و ایرانی می پرداخته اند و در تاریخ خود از ایرانیان و کورش کبیر به نیکی یاد می نمایند.

جالب است بدانید که بسیاری از اسامی مردم مالزی کاملا فارسی است؛ اسم هایی چون سامان، رستم، مهسا، مهناز، دانش، دارا، نیلوفر، رزیتا، مونا، آناهیتا، فرح و... . گفته می گردد بیش از 350 کلمه کاملا فارسی در زبان مالایی وجود دارد که به صورت روزمره استفاده می شوند؛ واژگانی چون انگور، بادام، بندر، دیوان، چادر، گندم، خرما، پهلوان، پسر، سلام، سیاه، کتابخانه، کافور و... همگی در همان معنای فارسی شان در زبان مالایی نیز مورد استفاده هستند. نکته جالب این که یکی از مهم ترین محصولاتی که ایرانیان از مالزی خریداری می نموده اند، کافور بوده و به همین دلیل در زبان مالایی نیز به این ماده، کافور می گویند. بیشتر واژگان عربی که در این زبان استفاده می شوند نیز کلمات مشترک فارسی و عربی هستند که می تواند نشان دهنده این باشد که به دلیل رابطه فراوان تاجران ایرانی با مردم این سرزمین واژگان عربی نیز از مجرای زبان فارسی وارد دایره لغات مالایی شده باشند.

به ملاکا که رسیدیم یاد فیلم های مرتبط با جنگ جهانی دوم و معماری اروپا افتادم. معماری ساختمان های این شهر کوچک تاریخی همگی از یک زبان طراحی تبعیت می نمایند و یادآور دوران استعمار پرتغالی ها بر این منطقه هستند.

در میدان اصلی این شهر یک کلیسای قدیمی آنگلیکان وجود دارد که در سال 1753 بنا شده و نمایی قرمز رنگ دارد. در میدان اصلی می توان تعداد زیادی توریست از نقاط مختلف جهان را دید که سرزندگی خاصی را در این منطقه ایجاد نموده اند.

اگر کمی به سمت جنوب پیاده روی کنید، به یک کلیسای دیگر می رسید که به کلیسای سنت پائول مشهور است. این کلیسای کاتولیک توسط پرتغالی ها در سال 1951 بر روی تپه سنت پائول بنا شده و قدیمی ترین کلیسای مالزی و به طور کلی جنوب شرق آسیا است.

پس از بازدید از این کلیسا و میدان اصلی ملاکا و خوردن هندوانه با نی در گرمای آزاردهنده این شهر، در یک مرکز خرید استراحت کردیم و ناهار خوردیم. من دوست دارم هر جا که سفر می کنم انواع غذاهای بومی آنجا را امتحان کنم، اما از آنجا که سفر ما گروهی بود و بسیاری از همسفرهای ما غذای مالزیایی دوست نداشتند، در یک رستوران مک دونالد غذا خوردیم. در مالزی بسیاری از رستوران های زنجیره ای معروف مثل مک دونالد، کینگ برگر، KFC، پیتزا هات و حتی ناندوز وجود دارند و همه آنها غذای حلال سرو می نمایند و می توانید با خیال راحت از آنها بهره ببرید.

بعد از ظهر دوباره به پورت دیکسون بازگشتیم و این بار در هتل دیگری به نام Grand Lexis اقامت کردیم. این هتل که کمی قدیمی سازتر بود، همچون هتل لکسیس هیبیسکوس استخر خصوصی در هر اتاق داشت. آن شب پیش از خوابی که در این سفر خیلی زود به چشمانم می آمد و من را با خود می برد، به فردا و بازگشت به کوالالامپور فکر می کردم.

پنجشنبه، 18 آبان، پایتخت رنگارنگ

به شما پیشنهاد می کنم در سفر به مالزی سراغ صبحانه های آسیایی تند نروید تا کمتر عرق کنید. من نمی دانم این مالزیایی ها با وجود گرمای شدید هوا و رطوبت بالا چطور این همه غذای تند می خورند و عرق نمی نمایند؟

نزدیک میانه روز به کوالالامپور رسیدیم؛ شهری بزرگ و رنگارنگ با ترافیکی که گاهی به اندازه ترافیک تهران آزاردهنده می گردد. مستقیما به مرکز تجاری شهر و برج های دوقلوی پتروناس رفتیم. اول از همه سراغ آکواریوم معروف این شهر به نام Aquaria KLCC رفتیم که یک جهانی زیرزمینی جذاب از زندگی در زیر آب بود. انواع گونه های ماهی ها و آبزیان ویژه مالزی را در این آکواریوم که به زیبایی طراحی شده بود می توانستید ببینید.

البته بیشتر از ماهی ها بچه های را در لباس هایی یکدست می دیدیم که از طرف مدرسه به همراه معلمان خود برای بازدید از این آکواریوم آمده بودند و شیطنت و کنجکاوی آنها من را به یاد کودکی خودم می انداخت. بخشی از این آکواریوم به شکل یک تونل شیشه ای طراحی شده بود که با رفتن به داخل آن گویی در اعماق اقیانوس قدم می زنید و ماهی ها، سفره ماهی ها، کوسه ها، جلبک ها و انواع آبزیان را در اطراف خود مشاهده می کنید.

پس از یکی دو ساعتی که در آکواریوم بودیم، همگی پیاده به سمت مرکز خرید Suria در KLCC یا همان مرکز شهر راه افتادیم. در راه ساختمان های مهم این منطقه مثل برج های دوقلوی پتروناس، برج مخابراتی KL Tower و سایر ساختمان های مرکز شهر را می دیدیم که هر یک از آثار معماری مدرن مهم کوالالامپور محسوب می شوند. متاسفانه خیلی فرصت نداشتیم که وارد آنها شویم و آن روی پل معروف اسکای بریج، نمای زیبای شهر کوالالامپور را ببینیم، اما دیدن آن همه عظمت معماری هم خالی از لطف نبود.

در مرکز خرید Suria انواع برندهای معتبر فروشگاه های خود را دارند و می توان از آنها خرید کرد، اما اگر گذرتان به اینجا افتاد حتما دقت کنید که این یکی از گران قیمت ترین فروشگاه های مالزی است و معمولا در جشنواره های تخفیف این کشور شرکت نمی نماید. بنابراین اینجا جای مناسبی برای خرید نیست اما بازدید از فضای مدرن و خوش ساخت داخل آن خالی از لطف نیست.

یک ساعتی در این مرکز خرید گشتیم و پس از آن در حالی که همه گرسنه بودیم به رستوران ایرانی کلبه شرقی در منطقه بوکیت بینتانگ رفتیم و از هنر عالی آشپزی ایرانی لذت بردیم. عصر شده بود و از آنجا که همه خسته بودیم به سمت هتل اینترکانتیننتال حرکت کردیم. این هتل پنج ستاره یکی از بهترین هتل های کوالالامپور در بهترین موقعیت شهری است که به همه جا دسترسی مناسب دارد. دوش گرفتم، کمی استراحت کردم و پس از گپی با دوستان در لابی هتل برای صرف شام به رستوران سالوما رفتیم. این رستوران کمی با سایر رستوران هایی که دیده ایم متفاوت است. خانم سالوما یکی از بازیگران مشهور مالزی است که صاحب این رستوران است و همین دلیل شهرت این مکان است.

اما شما در این رستوران فقط غذا نمی خورید، بلکه از شبی عالی لذت می برید. هر شب یک ساعت انواع پایکوبی های محلی و موسیقی و برنامه های شاد روی سن این رستوران اجرا می گردد که می تواند شب شما را خاطره ساز کند. ناگفته نماند که به نظر می رسد اینجا یکی از مکان های مورد علاقه گردشگران ایرانی است و وقتی وارد آن می شوید اصلا و ابدا احساس غریبی نمی کنید!

در بخش دوم این سفرنامه، ادامه سفرم به مالزی شگفت انگیز را توضیح خواهم داد که برای خودم جذاب تر از نیمه اول سفر بود. روز دوم در کوالالامپور که شاید بهترین روز این سفر بود، جزیره زیبای پنانگ و در آخر شهر آرام ایپوه و معبدغار معروفش.

منبع: کجارو
انتشار: بروزرسانی: 17 شهریور 1398 شناسه مطلب: 284

به "سفرنامه مالزی: آسیای کوچک، قسمت اول" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "سفرنامه مالزی: آسیای کوچک، قسمت اول"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید